خرید بک لینک

داستان مردم شهر

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

امروز برای گرفتن مدرکم باید به رشت میرفتم

(اخه کاردانی ام رشت بودم  و خیلی خوش گذشت) که اتفاق بسیار جالبی

 برام افتاد و گفتنش خالی از لطف نیست و قتی سوار اتوبوس شدم دیدم

 که  مسیر دارزی را در پیش دارم و من هم که حوصله ام خیلی زود سر میره

اگه با کسی حرف نزنم و دلم می خواد با یکی هم صحبت بشم

به همین دلیل کنار یه مرد جوانی نشستم و طبق معمول شروع کننده من بودم

 من  از شلوغی تهران و وضعیت سخت زندگی گفتم و کم کم سر صحبت را باهاش باز کردم

 و تازه فهمیدم که داغ دلش رو تازه کردم و در نهایت به آنجا رسیدیم

 که از من پرسید تو که دو سال از عمرت رو در رشت گذرونده ای

 مردم شهر رشت چه جور ادمایی اند؟ منم طبق معمول و به

روشی که توو کتاب های روانشناسی خونده بودم با سوال جوابش رو دادم

 گفتم:خوب مردم شهر تو چه جورند؟

منم که دیگه حوصله حرف زدن باهاش رو نداشتم گفتم:

اینجا هم همینطوره.(من اگه چیز دیگه ای رو غیر از این جوابش رو می دادم

 میگفت بیچاره بچه است دیگه توو جامعه نبوده نمی دونه چی به چیه)

با جواب من قانع شد و حسابی حرفم رو تایید کرد بعد از چند ساعت

 در میانه های راه پیاده شد و مدتی تنها بوددم و به حرف ها ی

 رد و بدل شده بینمون فکر میکردم که طبق عادت این راننده اتوبوس ها

که بین جاده نگه میدارن و این روزها هم که بازار مسافر حسابی کساده

توی یه شهری رسیدیم که شاگرد راننده  داد میزد

 آقا بدو بیا رشت جا نمونی ها . . . داریم میریم که از همین توقف

 استفاده کرد و چند تا مسافر هم سوار کرد و مرد میانسالی هم کنارم نشست

 منم راستش خوشحال شدم که یه همصحبت دیگه ای رو پیدا کردم

مرد باکلاس و خوش برخوردی به نظر میرسید و باز هم من شروع

 کننده صحبت بودم و همونطور که انتظار میرفت بسیار خوش صحبت بود

 و یکم دیگه مشخص شد که کارمند یک شرکتی توو همون شهر هستش

و از همه چیز زندگی باهم صحبت کردیم تا آنجایی که دوباره

 همون حرف و جمله اون مرده رو تکرار کرد برام واقعا جالب بود

و من باز هم از این آقاهه پرسیدم: مردم شهر تو چه جورند؟

گفت: خب,مهربونند دوست داشتنین و خیلی با ادب هستن.

از جوابم خوشش اومد چون میدونست که برای خوب بودن آدم ها

 باید اول خودمون رو اصلاح کنیم وخوب باشیم چون من ها تبدیل به مردم شهر میشه.

نتیجه: اگر رنگ آسمان را برای خودت هر جور در نظر بگیری

 به همان شکل برای تو نشون داده میشه اگر باشی خوش و خرم

 به رنگ شادی برای توست  و مدام از زندگیت لذت میبری ولی

اما اگر زندگی را برای خودت رنگ زندان و غم و غصه و اسیری بکشی

 هر جای دنیا که بری رنگ آسمونش همینه . . .

برچسب: نویسنده: باران عباسی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 7:10

صفحه بندی