خرید بک لینک

استاد سختگیر

یه استادی توی دانشگاه داشتیم که با بچه ها توی دانشگاه زیاد گرم نمی گرفت

و معتقد بود اگه به دانشجو رو بده دیگه نمی شه کنترلشون کرد

(البته یه جاهایی هم حق بهش میدم) البته بیرون از دانشگاه 180 درجه با داخل کلاس

تفاوت داشت در کل همه بچه ها در همان اوایل ترم(همون جلسه اول)

بشدت ازش ترسیدند و در کلاسی که من بودم حدود 35 نفر

قبل از حذف و اضافه ثبت نام کرده بودند که بعد از یک جلسه که کلاس تشکیل شد

اکثر دانشجوها دوتا سه تا باهم جلسه میزاشتن و می گفنن

اگه با این استاد برداریم کارمون تمومه حتمآ این ترم این درس رو افتادیم

پس تا وقت داریم هر چه زودتر بریم حذفش کنیم یکی یکی بچه ها پشت سر هم می رفتند

این درس رو حذف می کردند و همه بچه ها به من هم می گفتن حذف کردی؟

منم می گفتم نه چرا حذف کنم؟ می گفتند کارت تمومه

همه بچه ها میگن این استاد همه دانشجوهاشو میندازه این ترم خودت رو افتاده حساب کن

راستش رو بخوای منم یکم به حرفهای دانشجوها و به اخلاق استادمون که فکر می کردم

برای اولین بار توی زندگیم از یه درس ترسیدم وتوی دل خودم بهشون حق دادم

ولی من به خودم میگفتم که هیچ استادی بی دلیل کسی رو نمیندازه

من میتونم میخونم درس خوندن برای من که چیزی نیست به خودم حسابی روحیه دادم

و دیگر نترسیدم خلاصه من اون درس رو حذف نکردم بعد حذف و اضافه

وقتی سر کلاس رفتم تعجب کردم از اون کلاس شلوغ فقط 20 نفر باقی مونده بود

خود استاد هم وقتی سر کلاس اومد حسابی غافلگیر شد گفت بقیه بچه ها کجان؟

ما هم گفتیم ترسیدند حذف کردند خودش هم خندید و گفت اگه من تو همین اول ترم

سختگیری نکنم که بچه ها درسم رو نمیخونن و تحویلم نمی گیرن

(انصافآ راست می گفت) و یه جورایی هم برای ما خوب بود چون کلاس خلوتی بود

و ما راحتر درس رو یاد می گرفتیم و تا آخر ترم هم 5 نفر دیگه هم ترسیدند

و حذف کردند ولی من همچنان سخت کوشانه درس می خوندم و امیدوار بودم

که در نهایت روز امتحان رسید آنقدر برای این امتحان آماده بودم

که هیچ استرس و ترسی نداشتم وقتی سوال ها به دستم دادند

یه خنده تمسخر آمیز به سوال ها انداختم چون همشون رو کار کرده بودم

و تکراری بودند بعد امتحان راضی و خوشحال از سر جلسه بیرون آمدم

چون میدونستم قطعآ با نمره بالا قبول میشم و اخرش هم اینطوری شد

با نمره بالا یه درس سخت و از اون بد تر با یه استاد سختگیر رو پاس کردم

که واقعآ خوشحال کننده بود وتمامی دانشجوهایی که این درس رو حذف کرده بودند

حسابی پشیمون شدند چون حرف های دیگران استاد رو توی ذهنشون ترسناک و

سخت گیر کرده بود که در واقع بعد از اعلام نمره دیگر ذهن بچه ها اصلا اینطور نبود

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

نتیجه: نباید حرف دیگران توی انتخابت و مسیر راهت تاثیر بزارن

و دست از تلاش بکشی همیشه راهی هست حضرت علی (ع)

واقعآ به جا گفتن که ناامیدی بزرگترین گناه است

چون چشم ديگران چشمي است كه ما را ورشكست ميكند اگر همه به غيراز

خودم كور بودند , من نه به خانه باشكوه احتياج داشتم

نه به مبل عالي و نه ماشین آنچنانی

سیروس باباخانی

برچسب: نویسنده: باران عباسی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 15:36

صفحه بندی